تبلیغات

ابزار وبمستر

تور ارمنستان|ارمنستان تور - مطالب نقد سفرنامه های ارمنستان
JavaScript Free Code

تور ارمنستان|ارمنستان تور

منبع کاملترین و بروز ترین اطلاعات کاربردی درباره تور ارمنستان

تور ارمنستان با ارمنستان تور یعنی سفر با چشمان باز

امروز:

روز سه شنبه 5 اسفند 1393@ساعت 23 و 14 دقیقه و 55 ثانیه

امروز قصد دارم یکی از سفرنامه هایی که در سال 89 نوشته شده است را برای شما بیاورم این سفر نامه در یک وبلاگ متروکه با آدرسhttp://matin79.blogfa.com/8902.aspx آمده است.این سفرنامه را فردی بنام متین نوشته است.در اینجا این سفرنامه را میتوانید مطالعه کنید:
مدت طولانی است که مطلبی ننوشتم. نه اینکه کوتاهی کرده باشم، بلکه وقت نشد که بنویسم. کلی موضوع و مطلب در ذهنم اومد که بنویسم و چون دتسرسی ام به اینترنت با مشکل زمانی روبرو بود بنابراین خورد خورد از الان براتون می نویسم. من و رضا و کاوه و ابوذر از مدت ها قبل برنامه ریزی کرده بودیم که برای مسافرت عید دو هفته به کشور تایلند سفر کنیم ولی به دلیل مشکلاتی که برای رضا ایجاد شد مسافرتمون به تایلند به هم خورد. رضا گفت که نمی تونه بیاد مسافرت و عید رو باید تهران بمونه.

من موندم و کاوه و ابوذر و شوق سفر. گفتیم چه کنیم چه نکنیم، کجا بریم؟ بلد راهمون برای مسافرت به تایلند اگر نیاد که کار شهید می شه. پس تایلند نمی ریم. قرار شد که بریم ترکیه اسکی. یک کمی که گذشت دیدیم که اسکی هم چندان چنگی به دل نمی زنه و قرار شد که بریم ارمنستان. البته مقاصد دیگری هم مثل تونس و چین و ... هم بود که ما از اون ها صرف نظر کردیم. شروع کردیم به جستجو در روزنامه ها و بالاخره یک جایی رو با قیمت مناسب پیدا کردیم و سه تایی پا شدیم رفتیم اونجا که قرارداد ببندیم و پول رو به طرف پرداخت کنیم. طرف با بد قولی فراوان با یک ساعت و نیم تاخیر اومد و مشخص شد که اطلاعات چندانی در مورد ارمنستان نداره و در ضمن قیمت اولیه رو هم افزایش داد و گفت دلیلم اینه که اولش هتل سه ستاره بوده و الان دارم هتل چهار ستاره بهتون پیشنهاد می دم. و دقیقا بر عکس بود. حتی اسم هتل دومی رو هم به درستی نمی دونست. از اونجا زدیم بیرون و با اینکه یک نصفه روز من مرخصی گرفته بودم دست از پا درازتر برگشتم محل کارم و شروع کردم به جستجو در میان تبلیغ های رنگ به رنگ روزنامه همشهری.

متاسفانه از این قبیل علاف های نادان زیاد هستند.

خلاصه یه جای درست و حسابی پیدا کردیم و رفتیم و کلی سوال پیچشون کردیم و وقتی مطمئن شدیم که اینا این کاره هستن، همونجا قرارداد نوشتیم و در تاریخ ۲۸ اسفند سال ۸۸ ساعت ۱۱ صبح اتوبوسمون از ترمینال غرب به سمت مرز نوردوز حرکت کرد. حالا برو برو برو برووووووووووووووووووو.

گمرک ایران زیاد معطلمون نکرد. ولی گمرک ارمنستان خیلی ادا در آورد و برخورد هاشون هم اصلا خوب نبود و خیلی بی ادب بودن. الان که به یاد می آرم حرص می خورم. توی سالن سگ آورده بودن خاک بر سر ها. خیلی هم معطل کردن و بی نظم بودن و خیلی بد برخورد کردن. و بعد از ۵ ساعت معطلی ساعت ۳ صبح از گمرک ارمنستان بر روی رود ارس در مرز نوردوز به سمت ایروان حرکت کردیم .

معمولا برخوردها در هر دو گمرگ ایران و ارمنستان خوب هست.

جاده چالوس در برابر جاده های پر پیچ و خطرناک ارمنستان مثل اتوبان همت می مونه. بابا صد رحمت به جاده های گل و گشاد و پت و پهن ایران. ارمنستان کشور بسیار بدبخت و عقب مونده ای است که از قبل توریسم داره نون می خوره و هیچ چیزی نداره و فقط کشاورزی و کنیاک و فاحشه داره. حتی گازشون رو از روسیه وارد می کنن و جالب اینه که به ایران صادرات برق انجام می دن! بسیار کشور فقیری هست و از اینکه با ما ایرانی ها بد برخورد می کردن و انگار با عمله افغانی طرف هستن بسیار حرصم می گرفت.

بعد از پشت سر گذاشتن نصفی از راه حدود ساعت ده و نیم رسیدیم به یه رستوران وسط راهی توی اون کوه های پیچ پیچ. اگر خواستید زمینی مسافرت کنید وقتی به این رستوران رسیدید چند نکته رو فراموش نکنید:

۱- هر ۱۰۰ دلار ۳۸۵۰۰ درام  است ولی این رستوران وقتی بهش صد دلاری می دی بهت ۳۵۰۰۰ درام پس می ده. وقتی می گی چرا می گه که ما اینجا اینطوری پول چنج می کنیم.

الان البته هر 100 دلار 48 هزار درام است.

۲- غذاهاش نسبت به رستوران های ایروان گرونتره و این طبیعیه! سر گردنه ای گفتن.

۳- ته رستوران نشینید. حتی الامکان نزدیک در بشینید که غذاتون رو زود براتون بیارن. اون ته مها که بشینین غذا براتون نمی آرن.

دوباره راه افتادیم و هی رفتیم و رفتیم و رفتیم و ساعت ۴ بعد از ظهر رسیدیم به هتل محل اقامتمون. چیزی که در ارمنستان خیلی زیاد به چشم می آد ماشین های لادا و فیات هست که مربوط به ۴۰ سال قبل هست. مثل مستضعف ها در آپارتمان های خیلی درب داغون زندگی می کنن که نماهاش بسیار خراب هست و عادت خیلی بدی که دارن یه بند رخت از این ساختمون به اون ساختمون می کشن و لباساشون رو آویزون می کنن. تقریبا در سطح شهر ایروان ۱۰ تن لباس و ملحفه و رو بالشی در روز بر روی بند رخت های بد ریخت آویزونه و چهره شهر رو خیلی کریه می کنه.

جالب اینجاست که تور لیدر ارمنی مون می گفت شهرداری برای اینکه چهره ی شهر خراب نشه اجازه نمی ده که پل هوایی احداث بشه و بنابراین با زحمت زیاد زیر زمین رو می کنن که چهره ی شهر قشنگ بمونه!!!

بگذریم. به نظر می آد که ۹۵ درصد مردم ارمنستان در فقر مطلق زندگی می کنن و ۵ درصد هم خیلی ثروتمند هستن. این رو از روی ترکیب ماشین ها می شه تشخیص داد. شما هامر و پروشه کایان و یک سری ماشین تشریفات با پلاک شخصی می بینید که توی هیچ فیلمی من همچین ماشین تشریفاتی ندیدم و نه شنیدم. ولی این ها به زور ۵ درصد ماشین ها رو تشکیل می ده و ۹۵ درصد همون لادا و فیات های لکنتی هستن. مینی بوسا هاشون مربوط به جنگ جهانی اول می شه و مینی بوس پوزه دار زیاد دیده می شه و خیلی هم لکنته و درب داغون هستش.

در کل ارمنستان  ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر جمعیت داره و از این میزان یک میلیون نفرشون در ایروان زندگی می کنن. خود ایروان هم چهار تا خیابون داره که یک کمی لوکس هستن مثل خیابون آبوویان، خیابون ماش توتز، خیابون تومانیان و همین. بقیه جا ها در به داغونه.

البته این دوست عزیزمون یک سری حرف های بیخود زده است.ایروان ارمنستان شهر بزرگی هست و خیابانهای خوب هم زیاد دازد.ما نباید با یک سفر دو یا سه روزه یک کشور را قضاوت کنیم.

خیلی از هموطن های ایرانیمون هم با آزرا، پرشیا و ۲۰۶ که ترانزیتشون کرده بودن اومده بودن ارمنستان. ولی من پیشنهاد نمی کنم که زمینی به ارمنستان سفر کنید. راهش خیلی دور و پر پیچ و خم و خطرناکه. مسافرت هوایی ایمن تر هستش. حتی من یکی رو دیدم که با پراید اومده بود.

در ایروان وقتی سوار تاکسی شدید به تاکسی متر که بر روی آیینه راننده نصب هست اشاره کنید. مبلغ کرایه از این سر ایروان تا اون سر ایروان از ۶۰۰ درام بیشتر نمی شه ولی اگر اشاره نکنید ازتون ۱۰۰۰ درام تیغ می زنن. اصولا راننده جماعت در همه جای دنیا جزو کثیف ترین و فلان فلان شده ترین قشر جامعه هستن. حتی یکی از همسفرامون یه ۵۰۰۰ درامی داده بود به راننده و پیاده شده بود و راننده هه هم گازشو گرفته بود و فرار کرده بود. خیلی جای تاسف داره. پول خورد همراهتون باشه و ۶۰۰ درام خورده بریزید تو دست راننده.

دوست عزیز من نمیدونم شما چرا به این راحتی در مورد همه چیز قضاوت میکنید و همه را جمع میبندید.در هر شغلی و در هر مکانی آدم های خوب هست و آدم های بد هم هست.در مورد کرایه هم شما به محض نشستن در تاکسی 600 درام باید بپردازید.این مبلغ تا 4 کیلومتر ثابت است و بعد از 4 کیلومتر هر کیلومتر 100 درام اضافه میشود.اینکه فزمودید از اول ایروان تا انتهای ایروان 600 درام هست اشتباه است دوست عزیز.


خسته شدم از بس تایپ کردم. در پست بعدی در مورد فروشگاه های ساس، وان ان اونلی، معبد گارنی، وانک و کلیسا، دریاچه سوان، پاب تگزاس، دیسکو های ایروان، رستوران ها، بازار ورنیساژ ( همون سد اسمال خودمون)، فروشگاه های شیک، خرید های خوب و خرید های بد براتون می نویسم.

سلام،

راستش مطلب ارمنستان یک کمی ول شد و یک کم مطلب از دهن افتاده و من دارم به روز رسانی اش می کنم. ولی بهر حال شرمنده که دیر شد.

خب! قول داده بودم در مورد فروشگاه ساس، وان ان اونلی، معبد گارنی، وانک و کلیسا، دریاچه سوان، پاب تگزاس، دیسکو های ایروان، رستوران ها، بازار ورنیساژ ( همون سد اسمال خودمون)، فروشگاه های شیک، خرید های خوب و خرید های بد براتون بنویسم.

فروشگاه های زنجیره ای ساس شیک و تر و تمیز هستن. تو فروشگاه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد می فروشن. لبنیات، انواع و اقسام گوشت و سوسیس و کالباس، انواع مختلف نوشابه ها و نوشیدنی ها، شیرینی تر، انواع نان، انواع شکلات، انواع سیگار. هر چی که دلتون بخواد هست. در ایروان میوه گرون و پلاسیده است. اگه خواستید بروید با خودتون یه کیسه سیب و پرتقال و خیار و نارنگی ببرید که نخواید میوه بخرید. در عوض سیگارهای اصل ارزون هستند و مشروب که مفته اصلا. فروشگاه وان ان اونلی از ساس شیکتر هست ولی من ساس های بیتشری دیدم و فقط یه دونه وان ان اونلی دیدم. در هر حال وقتی که بخواهید نان بخرید، 100 مدل نان هست، در مورد بقیه هم به همین منوال شما حق انتخاب دارید.

مشکلی که توی فروشگاه های اونجا براتون پیش میاد اینه که معمولا توی اون فروشگاه فقط یک نفر وجود داره که انگلیسی بلد هست. احیانا اگر این شخص بره، تقریبا شما اصلا نمی تونید با فروشندگان ارتباط برقرار کنید. دریغ از یک کلمه انگلیسی. به شدت زبان نمی دونن. نمی دونم چرا اینطوریه!!! هیچی نمی فهمن. ولی بسیار مهربون و مودب هستن و تا اونجا که بتونن به شما کمک می کنن.

اگر خواستید برید از اونجا شکلات سوغاتی بیارید (وحتما این کار رو انجام بدید) دور و بر شکلات های خیلی گرون قیمت که بسته بندی فلزی دارن نروید(اشتباهی که من کردم) کاکائو های خیلی خوب و ارزون هست. بجای اینکه مثل من 12 هزار درام بدید و یک جعبه شکلات بخرید، می تونید 15، 16 بسته کاکائوی کوچیک بخرید که بسیار هم خوشمزه تره.

بی لیز دارن توی انواع و اقسام سایز های مختلف. مفت!!!! مارتینی دارن هزار رنگ. ارزون!!!!!شراب انار دارن که توی بطری های شبیه انار هست و بسیار خوشمزه است و حتما امتحان کنید. آب جو هست در انواع و اقسام مختلف. هفت هشت مدل آب جو هست. از همه بهترش آبجوی شیشه ای میلر هست. یه مدل ارمنی دارن به اسم کلیکا که آشغاله. اصلا امتحان نکنید.

معمولا از اون یک نفری که انگلیسی بلده اگر سوال کنید که به نظرت از این همه مدل و رنگ و انواع و اقسام جنس (این جنس می تونه هر چیزی باشه) کدوم مارکش از همه بهتر هست، صدی نود و نه به شما مدل ارمنیش رو معرفی می کنه که بخرید. ولی گول نخورید. مدل ارمنی آشغال ترینه. نمی دونم ذائقه شون مزخرفه یا اینکه می خوان جنس خودشون رو قالب کنن. به هر حال اشتباه نکنید. آبجو فقط میلر.

اصلا کالباس نخرید. هیچ مدلیش رو. پول، معده و وقتتون رو با خوردن کالباس هدر نکنید. من دو سه مدل امتحان کردم اصلا خوشم نیومد. اگه هتل رفتید، توی صبحونه ی هتل انواع و اقسام کالباس هست و اونجا متوجه می شید که وقت تلف کردنه که بخواید کالباس بخورید.

باز هم چرت و پرت گویی و حرف های مزخرف.این فردی که این خاطره را نوشته است به احتمال زیاد یک بیماری روانی پنهان دارد.شما چطور این طور بی فکر قضاوت میکنید.یکی از اهداف ما برای نقد کردن خاطرات دیکران این است که شما را نسبت به مسایل حقیقی به دور از قضاوت روشن کنیم.

گفته می شود هتل ماریوت از همه بهتر هستش. ظاهرش هم همینو می گه. توی میدون جمهوری هستش. هتل آنی پلازا و هتل مترو پل هم چهار ستاره ی پلاس بودن. صبحونه ی آنی پلازا از صبحونه ی مترو پل بهتر بودش ولی اتاق های متروپل بسیار بهتر از اتاق های آنی پلازا هستش. در صورتی که خواستید برید ارمنستان و خواستید تشریف ببرید هتل، حتما حتما حتما از طریق تور اقدام کنید. قیمت اتاق هتل خیلی گرون هستش. بهترین راه ولی اینه که تشریف ببرید همونجا یک هتل آپارتمان بگیرید.

چونه زدن رو فراموش نکنید. حسابی چونه بزنید. اگه گفت هزار درام شما رو سیصد بخوابید.  وب سایت این هتل هایی رو هم که گفتم اینجا می ذارم تا برید و قیمت هاشون رو و امکاناتشون رو ببینید:

http://www.anihotel.com/

http://www.marriott.com/hotels/travel/evnmc-armenia-marriott-hotel-yerevan/

http://www.metropol.am/index.php?page=about

مطلب طولانی شد. بقیه اش رو ان شاالله بعدا می نویسم.

شاد باشید.

پی نوشت: دخترای ارمنی اصلا خوشگل نیستند. خوش رنگ و لعاب و خوش قد و بالا هستند ولی نمک ندارن. عین سیب زمینی خام می مونن. دخترای اوکراینی ولی بسیار زیبا هستن. فرشته اند. عروسک هستند.

این خاطره از نمره 100 نمره ای برابر 30 میگیرد.بیشتر اطلاعات داده شده در این خاطره غیرواقعی و مبهم میباشند.

  • openدر این سایت مطلب درباره ارمنستان منتشر شده است و ارمنستان تور تاکنون به بیش از نفر اطلاع رسانی رایگان نموده است و تعداد بازدیدهای امروز ارمنستان تور تا این لحظهنفر و تعداد بازدیدهای دیروز ارمنستان تور نفر بوده است
  • openهتل یا آپارتمان خود را از طریق سایت Booking.comرزرو نمایید و با آسودگی خیال سفر کنید.بهترین قیمتها در سایت بوکینگ و بدون نیاز به کارتهای اعتباری
  • Booking.com
  • برچسب‌ها: خاطره ارمنستان، خاطرات ارمنستان، سفرنامه ارمنستان، سفرنامه های ارمنستان، ارمنستان،  
  • کانال ارمنستان تور در آپارات کانال ارمنستان تور در لنزور کانال ارمنستان تور در فیس بوک کانال ارمنستان تور در توییتر کانال ارمنستان تور در گوگل پلاس کانال ارمنستان تور در اینستاگرام کانال ارمنستان تور در یوتیوب کانال ارمنستان تور در لینکداین کانال ارمنستان تور در نماشا کانال ارمنستان تور درردیت کانال ارمنستان تور در تلگرام کانال ارمنستان تور در تلگرام
روز شنبه 2 اسفند 1393@ساعت 10 و 35 دقیقه و 10 ثانیه

علی آقای عزیز در سال 88 به ارمنستان سفر نموده است.او با اتومبیل شخصی خودش به ارمنستان آمده است.این خاطره یکی از بهترین خاطرات و سفرنامه های ارمنستان میباشد که بسیار دقیق نوشته شده است و راهنمای خوبی برای کسانی است که میخواهند به ارمنستان سفر کنند.این خاطره در وبلاگ علی آقا به آدرسhttp://ali1341.blogfa.com/post/7 موحود است البته همراه با عکس و توضیحات.علی آقا دوبار به ارمنستان سفر نموده است که بار دوم آن در سال 89 بوده است.علی آقا خاطره هر دو سفر را در وبلاگ خود آورده است.ما در اینجا به بیان خاطره اول میپردازیم و خواندن خاطره دوم را به شما در وبلاگ علی آقا میسپاریم.
ارمنستان همسایه شمالی ایران می باشد که با کشور های آذربایجان،ترکیه،گرجستان  هم مرز مشترک دارد. و کوچکترین جمهوری بجا مانده از شوروی سابق می باشد .که محصور در خشکی است با تابستانی گرم و خشک و زمستانی بسیار سرد می باشد .دولت ایران روابط خوبی با ارمنستان دارد و به آنها  مساعدت و کمک زیادی می کند . 

  ۲-مسیر زمینی ایران به ارمنستان

پایتخت آن ایروان و به قول ارامنه یروان می باشد .و اکثر جمعیت آن کشور ارمنی هستند ،واحد پول ارمنستان درام می باشد که هر درام تقریبا ۳ تومان و کوچکترین اسکناس ۱۰۰۰ درامی است که به مبلغ ۳۰۰۰ تومان است. 

در حال حاضر 1000 درامی معادل 7900 تومان است.

 قیمت بنزین هم تقریبا ۱۱۲۰ می باشد بنزین سوپر ۳۹۰ درام و بنزین معمولی ۳۶۰ درام می باشد .

بنزین قیمتش در ارمنستان بالا رفته است الان حدود 420 تا 500 درام است.

مردم ارمنستان انسان هایی بسیارمهربان و آرام و متین و در آنجا مردهای زیادی را با دندان های طلا می بینید و زنان ارمنی بسیار شیک پوش می باشند . چیزی که در شهر ها دیده نمی شود دوچرخه و موتور می باشد .

بعد از بازگشت از جمهوری آذربایجان به ایران راهی سفر به ارمنستان شدیم که بعد از خارج شدن از آستارای ایران به  سمت استان اردبیل رفتیم و از آنجا راهی شهر تبریز شدیم .

در اتوبان تبریز در یک ایستگاه پلیس با اشاره افسر پلیس ماشین را نگه داشتیم در صورتیکه سرعت غیر مجاز نداشتیم ، افسر مدارک ماشین را تقاضا کرد علت را پرسیدیم  ممنوع بودن پلاک ترانزیت در داخل کشور می باشد چون بعد از خارج شدن از کشور آذربایجان نمره ترانزیت را با نمره اصلی عوض نکرده بودیم  با جریمه ۱۳هزار تومانی راهمان را برای رسیدن به تبریز ادامه دادیم بعد از رسیدن به شهر و صرف نهار در تبریز راهی شهر جلفا که ۱۳۰ کیلو متر با تبریز فاصله داشت شدیم .

( بعد از رسیدن به جلفا  در قسمت انتهایی شمالی شهر ،خیابان بعد از پارک دو مسیر مختلف می شود  که شمال غرب به جمهوری خود مختار نخجوان که  در ۳۵ کیلو متری جلفا قرار دارد منتهی می شود.و جاده شمال شرقی که کنار ریل راه آهن جلفا قرار دارد می توانید به مرز نوردوز برای رفتن به ارمنستان بروید.)

بعد از رسیدن به شهر تاریخی جلفا و کمی استراحت کردن راهی مرز نوردوز شدیم که تا جلفا ۷۵ کیلومتر فاصله دارد .بعد از حدود ۳۵ کیلو متر به شهر کوچکی بنام سیه رود رسیدیم  در این مسیر رود ارس با غرش آبهای زلالش و همچنین باد های شدید و خنک در فصل تابستان بسیار مطبوع و دلپذیر می باشد .

چون آخرین پمب بنزین ایران در  سیه رود واقع شده است بنابراین باک ماشین را تا جاییکه جا داشت پر نمودیم و راهی مرز نوردوز شدیم که حدودا ۴۰ کیلو متری باقی مانده است .

بالاخره حدود ساعت ۷ غروب بعد از طی مسافت ۴۵ کیلومتری از دور گمرک مرز نوردوز نمایان شد که قبل از ورودی درب اصلی چندجوان منتظر مسافران برای فروش ارز و تبدیل ریال به درام واحد پول ارمنستان بودند که با اصرار آنها حدود ۳۰۰ هزار تومان تبدیل ارز نمودیم  سپس وارد محوطه گمرک شدیم .

مانند همه مرز های ایران با کمترین زمان کارخروج ماشین و مهر زدن به پاسپورتها و پرداخت ۵ هزار تومانی مالیات خروج از کشور انجام گرفت . و از گیت ایران خارج شدیم .

 ( مرز بین ایران و ارمنستان پلی بزرگ روی رودخانه ارس که تقریبا ۶۰-۵۰ متری می باشد)    

فاصله بین گیت خروج ایران تا گیت ورود به ارمنستان( مرز مقری ) حدودا ۲۰۰-۱۵۰ متری می شود آنهایی که ماشین ندارند باید پیاده مسیر را طی نمایند.

در همین حین پیر مرد ارمنی  را دیدیم که راهی گمرک ارمنستان می باشد او را سوار ماشین کردیم با هم به گمرک رفتیم .

مرد ارمنی ایرانی الاصل که از حدود ۴۰ سال پیش تا کنون در شهر کاپان kapan ارمنستان اقامت دارد .

به او پیشنهاد همراه شدن با ما در سفر را کردیم که قبول کرد .

ساعت کارگمرگ ایران و ارمنستان ۲۴ ساعته می باشد .

بعد از کارهای امور گمرکی ماشین شامل مجوز ورود و بیمه ماشین در ارمنستان با پرداخت هزینه 6100 درام یعنی 63000 تومان بیمه نامه گرفتیم و پرداخت15  دلار بعنوان ویزا که بیش از 3ساعتی وقت ما را گرفت .

بیشتر ماموران گمرک روسی بودند و تعدادی هم ارمنی که با دندانهای طلایی مشخص هستند کلا نسبت به ماموران آذربایجانی در مرز آذربایجان رفتار بهتری نسبت به ایرانی ها دارند . فقط یک مامور درخواست پول کرد که ندادیم .

ساعت حدود ۱۱ شب آماده رفتن به ارمنستان شدیم و از آنهایی که از ارمنستان برگشتند چگونگی جاده را سوال کردیم که همگی بخاطر وجود مه بسیار غلیظ و خطر ناک بودن جاده پیشنهاد میکردند که صبح حرکت کنیم سر انجام با توافق مرد ارمنی که اهل شهر کاپان در ۸۰ کیلومتری مرز بود حرکت کردیم و قرار شد با اصرار مرد ارمنی شب را در خانه ایشان بگذرانیم .

پیر مرد زنده دل و بسیار آگاه و دارای اطلاعات زیادی بوده است  که می گفت حدود چهل سال پیش تمام زندگی خود را در ایران گذاشتم و راهی ارمنستان شدم و حالا ۴ پسر دارم که ۲ تا در ارمنستان و یکی در روسیه و دیگری مقیم آلمان است و بسیار علاقمند به کمک کردن به ایرانیانی که به ارمنستان سفر می کنند می باشد . ( یادش بخیر و سلامت باشد )

چهار نفره سوار بر ماشین از گمرک گذشتیم کنار جاده غرش بلند آب رود خانه ارس به گوش می رسد و هوا بسیار تاریک بدون هیچگونه چراغ و تیر برق و اثری هم از علایم رانندگی وجود ندارد جاده ای تنگ و کوهستانی چون شب بود نمی توانستیم اطراف را ببینیم  و با پیر مرد در ماشین گرم صحبت شدیم و او هر از گاهی با فرزندش با موبایل صحبت میکرد و می گفت که در حال آمدن هستیم .

با توجه به نقشه مسیر جاده از مرز ایران تا ایروان مرکز ارمنستان را که از اینترنت گرفتم ابتدا باید بعد از عبور از مرز و گذشتن از مقری به ترتیب از شهر های :

  گجران (حدود ۴۰ کیلو متری) - کاپان( حدود ۸۰ کیلو متری )- گوریس  ( در ۱۵۰ کیلومتری ) - سیسیان - وایک - یقنازور - آرارات - آرتاشات و سرانجام ایروان  ( ۴۱۵ کیلو متر ) به پایتخت ارمنستان رسیدیم .

 

حدود ۳۰-۲۰ کیلو متری نیامده بودیم که به مه شدیدی برخورد کرده بودیم چنان غلیظ که ۳-۲ متری بیشتر را نمی توانستیم ببینیم بغیر از آنمرد ما واقعا ترسیده بودیم چون جاده نه خط کشی داشته است و نه هیج  گارد ریل و تابلویی و به آرامی راهمان را ادامه دادیم و هر از گاهی به همین گونه مه برخورد می گردیم و جاده بنظر می رسید که هر از گاهی بصورت مارپیچ شدید باید به بالای کوه می رفتیم .

در برگشت از ارمنستان چون روز بود دیدیم که  جاده ای بسیار پر پیچ و خم و با شیب های خطر ناک ولی چشم اندازی واقعا  زیبا دارد.

اگر شب به مرز رسیده اید و بار اول تان می باشد به هیچ وجه با ماشین شخصی خودتان شب این مسیر را نروید چون واقعا پر پیچ و خم و خطرناک می باشد .شب را در گمرک بمانید و روز حرکت کنید چون هم خطر عدم دید شب را ندارید و دیگر اینکه جاده تا حدود 100 کیلو متری واقعا قشنگ می باشد .

حدود ساعت یک شب به منزل آن مرد که واقع در طبقه دوم یک اپارتمان قدیمی ساخت شوروی سابق که ظاهر چندان زیبایی نداشته بود رسیدیم قبل از رفتن به خانه مقداری مواد غذایی برای شام خریداری کردیم و تعدادی کنسرو و کمپوت هم همراه داشتیم .

وقتی که وارد آپارتمان شدیم پسر آن مرد شام مفصلی را تهیه دیده بود و بالای میز گذاشته بود .

داخل آپارتمان بد نبود و کف آن از پارکت چوبی بوده است . شام را مهمان آن مرد مهمان نواز ارمنی خونگرم بودیم و شب را آنجا خوابیدیم و صبح برای ادامه مسیر حرکت کردیم .

ابتدا از منطقه کوهستانی که امتداد مسیر قبلی بوده است گذستیم که منطقه ای بسیار زیبا با چشم اندازی خیره کننده .

 3-مسیری به ایروان

بعد از گذشتن از مسیر کوهستانی به منطقه جنگلی رسیدیم که جاده از میان جنگل بکر و زیبا می گذشت که برای صرف صبحانه و استراحت کوتاه توقف نمودیم .

    ۴-دختر بچه زیبای ارمنی

در بین راه کامیونها و ماشین های هموطنان ایرانی مان را می دیدیم که یا مانند ما در حال رفتن به ارمنستان و یا بازگشت از آنجا بودند با چراغ و با تکان دادن دست بهم دیگر سلام می کردیم.

جاده داخل جنگل هم پیچ و خم زیادی داشت که حتما باید با سرعت خیلی کمی حرکت می کردیم .

بعد از گذشتن از جنگل وارد منطقه دشت شدیم که بسیار سرسبز می باشد و مناظری بسیار زیبا برای عکس برداری فیلم برداری می باشد همچنین کشاورزان و باغ داران مشغول کار در زمین بودند و بعضی از آنها میوه ها را برای فروش کنار جاده چیده بودند . 

کلا از مسیر ۴۰۰ کیلو متری به ایروان از شهر های مختلفی گذز کردیم که دو شهر نسبت به بقیه بزرگتر بودند یکی شهر گاپان و دومی شهر گوریس بوده است .

 شهر گوریس تا ایروان حدود 260 کیلو متر می باشد .

بالاخره ساعت ۳ بعد از ظهر به شهر ایروان رسیدیم .قبل از رسیدن به شهر از دور دو قله زیبای آرارات ،قله آرارات بزرگ و آرارات کوچک نمایان می شود .ورودی شهر چندان زیبا نمی باشد ولی داخل شهرخیلی زیبا است .

ابتدا از یک پسری در باره اطلاعات شهر سوال کردیم چون انگلیسی زیاد بلد نبود از خواهرش که در خانه بود خواست تا ما را راهنمایی کند که آدرس جا های دیدنی شهر را از او گرفتیم .

ایروان شهری قدیمی که در حال نو شدن است با خیابان های بسیار عریض و تر و تمیز و ترافیک کم و بجا مانده از شوروی سابق با ساختمان هایی قدیمی از آن دوران و همچنین مجسمه هایی فلزی قدیمی که گاها رنگ و رو رفته از زمان کمونیست می باشد.  و همچنین مجسمه های بسیار زیبای سنگی که در جای جای ایروان نصب می باشند .  

راهمان را ادامه دادیم تا مرکز شهر ایروان رفتیم و در میدان هراپارک یا جمهوری که میدان بسیار بزرگی است توقف کردیم و گشتی در اطراف زدیم برای اقامت چند اپارتمان و تعدای از هتل ها را دیدیم ولی در نهایت  تصمیم گرفتیم که ابتدا به دریاچه سوان که در ۶۰ کیلو متری ایروان قرار داشت  رفتیم.

 قبل از دریاچه وارد یک شهر کوچکی شدیم ابتدا در آنجا ۵۰ لیتر بنزین ۱۱۵۰ تومانی زدیم و بعد به دریاچه رفتیم و گشتی در آنجا زدیم .سپس با ماشین قسمت های دیگر دریاچه را دیدیم ودر کنار دریاچه بر بالای کوه یک کلیسای قدیمی قرار دارد که از دور نمایان می باشد .

   6- دریاچه سوان در ۶۰ کیلو متری ایروان

دریاچه سوان بلندترین دریاچه آب شیرین جهان می باشد .که افراد زیادی در حال شنا و بعضی هم در حال قایق سواری و جت اسکی بودند .

با اجاره یک ویلا کنار ساحل با شبی ۶۵ دلار در آنجا اقامت کردیم و شام را در رستوران آنجا با ماهی که صید همان دریا می باشد صرف کردیم .( چون بیشتر غذا از گوشت خوک می باشد ترجیح دادیم غذای ماهی بخوریم )

فردای آن روز دو باره به ایروان بازگشتیم ابتدا به میدان جمهوری رفتیم و بعد از پارک ماشین در میدان از شخصی در آنجا خانه اجاره ای را سوال کردیم و به اتفاق هم دنبال خانه و دیدن و اجاره کردن رفتیم . 

 

کلا خانه اجاره ای ارزانتر از هتل می باشد و هر چه تعداد روز بیشتر باشد کرایه کمتر می باشد معمولا 50 - 60 دلار برای یک روز و ان هم اقامت 2-3 روزه می باشد که مدت زمان اجاره بیشتر کرایه را می توانید کمتر بپردازید.

( در ارمنستان اگر آدرس جایی را ندارید بهترین جا همین میدان جمهوری است که اطرافش محل استراحت و تفریح است و افراد زیادی در اینجا هستند که می توانند در اجاره خانه یا آدرس مکان های دیدنی  به شما کمک کنند )

 7- میدان بزرگ جمهوری (هراپارک ) یا ریپابلیک

یکی از مکان هایی که کاره اجاره خانه در ایروان را انجام می دهد شرکت kyur واقع در خیابان نعلبندیان شماره 50 می باشد با مراجعه به این شرکت می توانید آپارتمان مورد دلخواه خود را اجاره نمایید .

بعد قدم زنان برای دیدن جاهای دیدنی شهر رفتیم سپس برای صرف نهار داخل پارک شدیم که پارک به قسمت های مختلف به بخش خصوصی داده شده و هر قسمت با صندلی و جا هایی هم با مبل و صندلی می باشد که می توانید در آنجا استراحت کرده و غذا صرف نمایید و بیشتر شان در اطراف میدان اپرا واقع شده اند . 

8-مجسمه مادر واقع در ضلع شرقی هزار پله در بالای یک تپه که در همه جای ایروان قابل دیدن است

سپس برای دیدن هزار پله ( کاسکاد )که درست در قسمت شمالی میدان اپرا و نزدیک آن واقع می باشد رفتیم که با گلکاری و جدول بندی زیبا و ساختمانی با پله های زیاد چشم نواز می باشد .و هر طبقه با ساختمانی با وسعت زیاد می باشد . ( می گویند یک ارمنی مقیم آمریکا کار ساخت آن را بعهده دارد.)

بعد از بازدید و گرفتن چند عکس به دیدن قسمت های دیگر شهر رفتیم .

  11- تندیس تمانیان Tananyan ورودی کاسکاد

روز بعد قرارمان رفتن به پارک آبی آختاناک بود که حدود ساعت یک به آنجا رفتیم و کل روز را در آنجا گذراندیم و در آب سرد آن شنا کردیم .

و خاطره خوشی از این سفر داریم که احتمالا این سفر تکرار خواهد شد .

مکان های دیدنی ارمنستان :

۱-میدان  بزرگ جمهوری که خیابانهای امیریان ، آبوویان ، نعلبندیان و تیگران متس از آن جدا می شود .و محل برگزای جشن ها و میتینگ ها است .موزه تاریخ و هنر در ۵ طبقه در اینجا واقع است .

۲-میدان اپرا

۳-هزار پله یا کاسکاد

۴-پارک آبی آختاناک

۵-دریاچه سوان

۶-جنگل دلیجان یا سوییس کوچک

۷-مجسمه مادر یا تندیس هایرمایاستان (در کل شهر قابل دیدن است)

۸-معبد گارنی

۹-کلیسای گریگور

۱۰-موزه ها

۱۱- کلیسای اچمادزین  -نخستین کلیسای ساخته شده در جهان

۱۲- گغارد که بخشی از صومعه در دل کوه کنده شده است  .

۱۳- مسجد کبود تنها مسجد بجا مانده ایرانی

 

 هزینه سفر:

هر نفری  180.000 تومان

البته هزینه بالا اکنون بسیار بالا رفته است.من به این سفرنامه از 100 نمره 90 میدهم.بسیار نکات را دقیق بیان نموده است.امیدوارم پاینده باشی علی آقا.

  • openدر این سایت مطلب درباره ارمنستان منتشر شده است و ارمنستان تور تاکنون به بیش از نفر اطلاع رسانی رایگان نموده است و تعداد بازدیدهای امروز ارمنستان تور تا این لحظهنفر و تعداد بازدیدهای دیروز ارمنستان تور نفر بوده است
  • openهتل یا آپارتمان خود را از طریق سایت Booking.comرزرو نمایید و با آسودگی خیال سفر کنید.بهترین قیمتها در سایت بوکینگ و بدون نیاز به کارتهای اعتباری
  • Booking.com
  • برچسب‌ها: خاطرات ارمنستان، سفرنامه ارمنستان، خاطره سفر به ارمنستان، خاطره ارمنستان، نقد،  
  • کانال ارمنستان تور در آپارات کانال ارمنستان تور در لنزور کانال ارمنستان تور در فیس بوک کانال ارمنستان تور در توییتر کانال ارمنستان تور در گوگل پلاس کانال ارمنستان تور در اینستاگرام کانال ارمنستان تور در یوتیوب کانال ارمنستان تور در لینکداین کانال ارمنستان تور در نماشا کانال ارمنستان تور درردیت کانال ارمنستان تور در تلگرام کانال ارمنستان تور در تلگرام
روز جمعه 1 اسفند 1393@ساعت 08 و 33 دقیقه و 12 ثانیه

نقد هر مطلبی همیشه موجب بهتر شدن میشود،این بار به نقد خاطره ای از یک همشهری ینام خانم فهیمه درباره سفر به ارمنستان میپرداززیم.خاطره در این وبلاگ درج شده است:http://hellotravel.blogfa.com/post-1.aspx

خلاصه موقع درخواست گواهینامه بین المللی یکی برای بابا گرفتیم و یکی برای اقای همسر .

همه هزینه پلاک و گواهینامه بین المللی 200 تومان شد.البته ما دوتا گواهینامه گرفتیم .

گواهینامه ها یک سال اعتبار دارند .ولی پلاک همیشگی هست .

مسیر سفر ما از اصفهان شروع میشد .به این صورت

اصفهان- قزوین – زنجان – تبریز- مرند- جلفا- سیه رود -مرز نوردوز-

شب را جلفا خوابیدم .در مهمانسرای حاج علی خرم .هزینه یک شب اقامت ما در یک اتاق 3 تخته 45 هزار تومان شد .شام را هم رستوران زیر هتل خوردیم .و فردا صبح ساعت 6 راه افتادیم به طرف مرز

در سیه رود ماشین را پر از بنزین کردیم .

بابا در اصفهان با دلر پلاک ماشین را سوراخ کرده بودن و لب مرز خیلی راحت پلاک را نصب کردن .از صرافی نزدیک مرز کمی از پولها را تبدیل به درام کردیم .و سپس کارهای اداری برای گرفتن ویزا و بیمه کردن ماشین در ارمنستان و...

دوستان عزیز اگر با اتومبیل شخصی سفر میکنند باید تمهیدات لازم را برای نصب پلاک خود در ارمنستان حتما اندیشیده باشید تا کمتر در مرز معطل شوید.

همه کارها با سرعت معمول انجام میشد .مرز خلوت بود و ما اصلا معطلی و در صف بودن نداشتیم

بلاخره از پل رودخانه ارس رد شدیم و وارد خاک ارمنستان شدیم .اولین شهر مغری بود

مسیر راه بسیار زیبا بود .جنگلهای بکر و دست نخورده .در همون ابتدای راه در مسیر برای خوردن صبحانه توقف کردیم .و در کنار جاده کلی تمشک چیدیم و خوردیم .

جاده ها بسیار خطرناک بودن .پر ازچاله .پر از پیچ های تند پیش بینی نشده .چون هیچ علائم رانندگی در جاده ها وجود نداشت .دره های عمیق بدون هیچ حفاظی در جاده

مسیر هشت ساعته از مرز ایران تا ایروان بسیار زیبا بود و همینطور بسیار خلوت .گاهی فقط ما در جاده بودیم .شهر هایی که سر راه میدیدم برای من بسیار جذاب بودن .

پمپ بنزینها کوچک و خلوت بود .

قتی به ایروان رسیدیم غروب بود .ما یک راست به میدان هاراپاراک که از میدانهای معروف ارمنستان هست رفتیم چون شنیده بودیم اونجا کسایی هستن که اپارتمان و یا خانه خودشان را به مسافران اجاره میدهند .

متاسفانه بر اساس همین شنیده ها بسیاری به ارمنستان می آیند و خاطره ای تلخ را با خود به وطن میبرند.

وقتی به میدان رسیدم تازه هوا تاریک شده بود .و ما یک دفعه مشاهده کردیم که میدان که در بدو ورود ما خلوت بود کم کم شلوغ میشود و ناگهان تعداد زیادی دختر و پسرهای شیک پوش را دیدیم که برای گوش دادن به صدای زیبای خواننده های ارمنی اونجا اومدن و چراغهای حوض بزرگ وسط میدان روشن شد .مردم دور تا دور حوض نشستن و به رقص اب خیره شدن و گویا اون محیط به اونها ارامش خاصی میداد .و کم کم دختر و پسرهای عاشق همدیگه را در اغوش گرفتن و صحنه های بسیار رومانتیکی را مشاهده کردیم .

در میدان هاراپاراک تعداد زیادی ایرانی و همینطور ارمنی هایی که ایرانی میدونستن به ما خونه و اپارتمان پیشنهاد دادن .قیمتها تقریبا زیاد بود و وقتی که خونه ها را میدیدم اصلا نمیارزید .ما که از مسیر طولانی سفر خسته بودیم کاملا مستاصل شده بودیم و نمیدونستیم چکار کنیم .تا اینکه یک پسره جوان با لحجه اصفهانی با ما شروع به صحبت کرد و گفت ایا خونه میخوایم .

اون گفت که دوست دختره ارمنی اش خونه ای برای اجاره داره .و نهایتا ما اون خونه را به مدت چهار شب 200 دلار اجاره کردیم .

وقتی سوزان به ما سلام کرد . من تعجب کردم و گفتم چطور فارسی صحبت میکنی و اون گفت که دو سال عروس اصفهانی ها بوده و بعد طلاق گرفته و به کشورش برگشته .و الان با دوست پسرش که همون جوان اصفهانی بود زندگی میکرد .

بدون اینکه ما ازش سوالی بکنیم شروع کرد به درد و دل کردن از زمانی که عروس اصفهانیها بوده .و گفت شوهرش بسیار مامانی بوده و مادرش در همه امور دخالت میکرده .اون با تعجب گفت که حتی در مورد اتاق خوابش هم مادر شوهرش دخالت میکرده و همین باعث شده که از شوهرش جدا بشه .سوزان گله میکرد که چرا شوهرش قبل از ازدواج این مساله را با اون در میان نگزاشته تا سوزان با چشم باز ازدواج کنه و یا هرگز ازدواج نکنه من بهش گفتم این مشکل شاید در اصفهان شدیدتر باشه ولی تقریبا همه مردان ایرانی مامانی هستن و تقریبا همه مادر شوهرها به خودشون حق دخالت میدن .و متاسفانه این یک مشکل بزرگ در تمام ایرانه .و بقدری عادی هست براشون که فکر نمیکنن باید قبل از ازدواج بگن .

خانم فهمیه محترم ،شما احتمالا شوهر خودت مامانیه فکر میکنی همه مامانی هستن.برو بینیم بابا.......

بهش گفتم چطور با اون پسر اشنا شده و اون گفت که شوهرش توریستی بوده که به ارمنستان سفر کرده بوده و بعد عاشق اون میشه و ازدواج میکنن .با اینکه خیلی دوست داشت داستان زندگیش را برامون مفصل بگه ولی شب بود و ما خسته .

محل آشنایی به احتمال زیاد دیسکوهای ایروان بوده!در اکثر موارد،چون دختران ارمنی راحت تن به ازدواج نمیدهند.همین مطالب را مینویسید،چند تا آدم ساده هم میخونن و میان ارمنستان برای ازدواج،

خونه کاملا مبله بود . کوچیک و قدیمی.ولی ارامش خاصی داشت .دو تا اتاق خواب یک نشیمن .و اشپزخانه و حمام و توالت .در بعضی از مناطق ارمنستان در ساعاتی از روز اب قطع میشه ولی خونه ای که ما اجاره کردیم در منطقه خوب شهر بود ..در نزدیکی خونه یک سوپر مارکت بود و ما مواد خوراکی تهیه میکردیم .قیمت گوشت در ارمنستان بسیار کمتر از ایرانه و لبنیات و شیرینی های ارمنی هم خیلی خوش طعم هستن .

روز یکشنبه اولین روز اقامت ما در ارمنستان بود .و ما به بازار ورنیساژ رفتیم .بازار ورنیساژ یک بازار روباز هست که فقط روزهای شنبه و یکشنبه هست .مردم صنایع دستی خودشون را برای فروش میارن . علاوه بر اون هر چیز دیگه ای هم ممکنه برای فروش ببینید .مثل عنواع سگ و گربه های اهلی .عنواع سی دی و کتابهای دست دوم و قدیمی .الات موسیقی .لباس .کیف و کفش و.............

من هم یک تابلو مریم و مسیح به عنوان سوغات از بازار ورنیساژ خریدم .

مادر من عاشق خرید هست .و هر چقدر همه میگفتن ارمنستان چیزه خاصی برای خرید نداره گوش نمیکرد که نمیکرد و منم نمیتونستم به میل شدیدم برای خرید قلبه کنم و ساعاتی که باید به دیدن موزهها و جاهای دیدنی میگذشت به گشتن در بازارهای ارمنستان گذشت ودر نهایت من و مامان تسلیم شدیم. واقعا جنس خاصی ارمنستان نداره وما تصمیم گرفتیم ساعتهای باقیمانده را به دیدنهای ارمنستان اختصاص بدیم .

یکی از دیدنیهای ارمنستان هزار پله یا کاسکاد بود .اولین بار شب برای دیدن هزار پله رفتیم و متوجه شدیم که شبها پله برقی بسته هست .برای بار دوم در روز رفتیم ولی چون روز تعطیل(یکشنبه) بود باز هم پله برقی بسته بود و بلاخره برای بار سوم موفق به دیدار شدیم .. از بالای کاسکاد شهر ایروان بسیار دیدنی بود .

هوای خنک و ارامش خاصی داشت .در هر طبقه از کاسکاد گل کاری و چمن کاری شده بود و ابشار مصنوعی زیبای هم ساخته بودن .

من همیشه قبل از سفر برنامه ریزی کاملی میکنم که کجاها را برای دیدن برم و چه چیزهای بخرم ولی وقتی بر میگردم حتی نیمی از برنامه را هم موفق به اجرا نشدهام .دوست داشتم یکی از مراسم مذهبی ارمنی ها را در کلیسا ببینم ولی متاسفانه موفق نشدم .با اینکه شنیدم مراسم غسل تعمید انگور .در همون روزی که ما اونجا بودیم بر گزار میشه ولی چون ساعتش را نمیدونسم .نتونستم برم و فقط از چند کلیسای دیدنی باز دید کردم .کلیسا بسیار تمیز بودن .در گوشه و کنار کلیسا دسته گلهای طبیعی گزاشته شده بود و مردم شمع روشن میکردن .زنان نیمه برهنه را میدیدی که با ارامش و وقار وارد کلیسا میشن .شمع روشن میکنن .چشمهای خودشون را میبندن و در دل با خدای خود مناجات میکنن .فضای کلیسا ساکت بود و ناگهان ما مانند زلزله وارد کلیسا شدیم .محمد به شدت جیغ میکشید و می خواست شمع روشن کنه .نهایتا خجل زده از اون مکان مقدس بیرون اومدیم.

ارمنستان به کشور مجسمه ها معروف هست .از همان ابتدای ورود به ارمنستان ما مجسمه های زیبیایی را میدیدیم .که به مراتب زیباتر و دیدنی تر از مجسمه های وطنی بودن 

در کل ارمنی ها بسیار به هنر علاقه مند بودن . در گوشه ای از پارک هنرمندان نقاشی های رنگ و روغن خود را برای فروش عرضه میکردن .

صدای اواز خولننده های ارمنی در خیابان ها به گوش میرسید .و همه جا الات موسیقی به فروش میرسید.ساختمانها زیبا و با شکوه بودن .البته اپارتمانهای حقیر و کثیف هم کم نبود.

کافه ها در ارمنستان روباز بود و بوی قهوه در همه جا به مشام میرسید . در کافه ها مردم خوش پوش را میدید که با نهایت ارامش و سرخوشی فارق از هر کاری .با کلاس نشستن و دارن قهوه میل میکننن

زنان ارمنی بسیار خوش سلیقه لباس میپوشیدن .و البته اکثرا زیبا و خوش هیکل هم بودن .نحوه ست کردن کفش و لباس و گل سر و گوشواره و...زنان ارمنی هرکدام مانند یک اثر هنری من را به تحسین وا میداشت .اونها واقعا هنرمند و با سلیقه بودن .ولی نکته جالب این بود که ارایش صورت زنان ارمنی بسیار کمتر از زنان ایرانی است .

به نظر میرسید تمام جذابیت شهر به هنر مندی و خوش سلیقه گی ارمنی ها و اب و هوای کوهستانی اش باشه .وگرنه ارمنستان کشور فقیری بود .و به هیچ عنوان پیشرفته نبود .همینطور که زمانی که وارد فرودگاه دبی میشویم متوجه ثروتمندی و پیشرفته بودن شهر میشویم .در بدو ورود به ارمنستان متوجه فقر کشور .

روز اخر تصمیم گرفتیم به دریاچه سوان سری بزنیم .این دریاچه زیبا یکی از بزرگترین دریاچه های اب شیرین جهان میباشد .روزی که ما رفتیم چون روز تعطیل نبود خیلی خلوت بود ..

با اینکه مرداد ماه بود ولی اب دریاچه برای من سرد بود .و من مدت خیلی کمی تونستم توی اب باشم .ولی محمد را با گریه از اب بیرون اوردیم .زمستانها این دریاچه کاملا یخ میبنده و میتوان روی دریاچه اسکی روی یخ کرد.

از دیدنیهای سوان .مسجد کبود و کلیسا بود که ما نرفتیم .و همینطور خوردن ماهی ایشخان که بسیار لذیذ هست .

ما شنیده بودیم که رفتار پلیس ارمنستان با ایرانیها بد است ولی ما هیچ رفتار بدی ندیدیم و جریمه هم نشدیم .رفتار ارمنی ها کاملا دوستانه بود 

بنده به این خاطره به علت قضاوتهای نادرستی که دارد از 100 نمره 50 میدهم.قبلا هم عرض کردم که ازدواج با دختر ارمنی بخصوص برای ایرانی ها کار ساده ای نیست.البته با دختران دیسکوهای ارمنستان بسیار هم ساده است!

البته لازم به توضیح است که از دیدنی های ایروان مسجد کبود است نه از دیدنی های سوان.

  • openدر این سایت مطلب درباره ارمنستان منتشر شده است و ارمنستان تور تاکنون به بیش از نفر اطلاع رسانی رایگان نموده است و تعداد بازدیدهای امروز ارمنستان تور تا این لحظهنفر و تعداد بازدیدهای دیروز ارمنستان تور نفر بوده است
  • openهتل یا آپارتمان خود را از طریق سایت Booking.comرزرو نمایید و با آسودگی خیال سفر کنید.بهترین قیمتها در سایت بوکینگ و بدون نیاز به کارتهای اعتباری
  • Booking.com
  • برچسب‌ها: خاطرات ارمنستان، سفرنامه ارمنستان، ازدواج با دختر ارمنی، دیسکو، خاطره ارمنستان، سفرنامه های ارمنستان، نقد،  
  • کانال ارمنستان تور در آپارات کانال ارمنستان تور در لنزور کانال ارمنستان تور در فیس بوک کانال ارمنستان تور در توییتر کانال ارمنستان تور در گوگل پلاس کانال ارمنستان تور در اینستاگرام کانال ارمنستان تور در یوتیوب کانال ارمنستان تور در لینکداین کانال ارمنستان تور در نماشا کانال ارمنستان تور درردیت کانال ارمنستان تور در تلگرام کانال ارمنستان تور در تلگرام
روز پنجشنبه 30 بهمن 1393@ساعت 15 و 28 دقیقه و 50 ثانیه

همانطورکه قبلا گفتم قصد داریم تا به نقد تمام سفرنامه هایی که درباره ارمنستان نوشته شده است بپردایزیم.در اینجا به بیان خاطره ای که در وبلاگ http://www.lovetravel.blogfa.com/post-6.aspx آمده است میپردازیم.این دوست عزیز با هواپیما به ارمنستان آمده است که در ادامه با هم میخوانیم:
یک ماه بود که جهت یک سفر دسته جمعی با دوستان دوران دانشگاه برنامه ریزی می کردیم که بلاخره تصمیم به رفتن به ارمنستان را گرفتیم به همین جهت یک کوپه قطار مشهد –تهران و پرواز تهران-ایروان –تهران و برگشت تهران به مشهد تهیه نمودم . بلیط قطار نفری 16 هزار تومان و پرواز تهران – ایروان-تهران  نفری 300 هزارتومان و بلیط هوایی تهران –مشهد 50 هزار تومان . یک هفته قبل از حرکت جهت آشنایی با کشور ارمنستان واستفاده از تجربه دوستانی که به ارمنستان رفته بودند در اینترنت گشت و گذاری زدم که در سایتی به نام  www.armen12.com     تور مسافرتی با نام   Babylon tour توصیه کرده بود جهت اجاره آپارتمان و راهنمایی محلی از خدمات این شرکت استفاده کنیم و مبلغ 20 هزار تومان به حساب آقای غلامی نامی واریز نمایم تا لیدر ایشان در فرودگاه جهت نشان دادن تعدادی آپارتمان ما را همراهی نمایند . که  کاشکی همراهی نمی کرد .
در مورخ 29/5/89 ساعت 14:15 در راه آهن به جمع دوستان پیوستم و ساعت 14:45 قطار به مقصد تهران حرکت نمود .ساعت 1:15 بامداد به تهران رسیدم در حالیکه پرواز ما ساعت    9:55به مقصد ایروان بود. از راه آهن با اتفاق یکی از مسافرکشهای محترم راه آهن با تخفیف ویژه به فرودگاه امام خمینی رفتیم که نرخ 25 هزار تومان را با ما 13 هزار تومان حساب کرد .در فرودگاه تا صبح بر روی صندلی ها بی خوابی کشید یم . به هر حال پس از گذراندن مراحل کنترل پاسپورتها و ثبت مهر خروجی آماده سوار شدن به هواپیما شدیم
 در ضمن در داخل فرودگاه ۲۰۰۰۰درام ( درام واحد پول ارمنستان است که هر درام حدودا معادل 320 تومان می باشد) از بانک  تهیه نمودیم ( برای تبدیل ارز های غیر متداول مانند درام فقط در بانک ملی مستقر در گیت خروجی میسر می باشد ) توصیه می شود جهت پرداخت کرایه ماشین از فرودگاه ایروان تا داخل شهر حتما مقداری درام ترجیحا هزار درامی داشته باشید . پرواز ما  با شرکت هواپیمایی کاسپین بود.که در ساعت  ۱۰ پرید . داخل هواپیما تعدادی فرم توزیع گردید که جهت درخواست ویزا بود که شامل اطلاعاتی از نظیر نام و نام خانوادگی و محل اقامت و غیره بود تکمیل نمودیم .
ساعت  ۱۱:۱۵ بود که بر فراز آسمان ایروان رسیدیم و کوه آرارات که ارمنستانیها تعصب خاصی رویش دارند نمایان گشت . پرواز به زمین نشت و ما در فرودگاه منتظر صدور ویزا شدیم .

نرخ ویزا برای هر نفر 9 دلار بود که مامور محترم ارمنی 1 دلار دیگر را بر نمی گرداند . من همراه با پاسپورت و فرم های دیگر دوستانم در صف صدور ویزا ایستادم تا نوبتم شد توصیه میشه که 10 دلاری داشته باشید تا به مشکل نخورید . وقتی نوبت من شد من پاسپورتها رادادم ولی مامور خوش اخلاق با ترشرویی به زبان ارمنی که من هم هیچ از آن نمی دانستم به من فهماند که هر پاسپورت باید دست همان شخص صاحب پاسپورت باشد . ولی 50 دلاری که آماده کرده بودم بابت 5 نفرمان دریافت کرد .دوستان من که بعد از چند نفر بعد از من آمدند آماده دریافت ویزا شدند که مامور مربوطه دوباره تقاضای دریافت وجه کرد . حالا هر چه ما قسم و آیه آوردیم که 50 دلار بابت 5 نفر 5 دلار هم بیشتر از نرخ مصوب پرداخت کردیم قبول نمی کرد از دوستان ایرانی که ارمنی بودند خواهش کردیم که مامور را توجیه کنند ولی متاسفانه مامور مربوطه زیر بار نمی رفت  به هر حال تصمیم گرفتیم 40 دلار دیگر بپردازیم و قضیه را فیصله دهیم که با توضیح مجدد همشهری های محترم ارمنی مامور ویزا با کنترل مبلغ صندوق خود با تعداد ویزا های صادر کرده متوجه اشتباه خود شد . سرتان را درد نیاورم ما 5 نفر آخرین نفراتی بودیم که از گمرک فرودگاه خارج شدیم. 

با توجه به اطلاعاتی که من دارم اشتباه از این توریست محترم بوده است که میخواسته ویزای همه را یک نفر بگیرد.بنده باور نمیکنم که پلیس ارمنستان چنین اشتباهی نموده باشد.این درست نیست.در سالیانه که به کار توریسم مشغول بوده ام چنین چیزی سابقه نداشته است که 50 دلار گم شده باشد.

پس از اینکه از مخمصه گرفتن ویزا و کنترل پاسپورت و غیره فارغ شدیم وارد سالن خروجی ایروان شدیم که در آنجا دو شرکت تلفن همراه Beeline  و Vivacell با دریافت پاسپورت و گرفتن فتوکپی از آن سیم کارت رایگان به مسافرین می دادند ، که با اجازه من و دوستانم از دو شرکت مذبور سیم کارت رایگان با شارژ اولیه 500 درام دریافت کردیم .

بعد وارد فروشگاه Free Shop  شدیم ، قابل توجه کسانی که اهل نوشیدن هستند انواع نوشیدنی های مورد علاقه خود را می توانند اونجا به قیمت مناسب تهیه کنند. ما هم پس از مقداری خرید از سالن فرودگاه خارج شدیم که چند نفر دور ما ریختند مثل همین مسافر کشهای خودمان و هر نفر پیشنهاد می داد که با وی رفته تا آپارتمان به ما نشان بدهند ، خلاصه با کمی دقت فردی که از طرف شرکت  توریستی Babilon منتظر ما بود و اسمش امین بود پیدا کردیم .

و از همون جا بود که ماجرا آغاز شد ، ایشان سه مسافر دیگر به غیر از ما داشت ، دو تاکسی برای ما گرفت و به سمت شهر ایروان حرکت نمودیم .

س از اینکه مسافرانش را در هتل مستقر نمود با کلی تعریف و تمجید از خودش ما را به یکی از خیابان های فرعی دور از مرکز شهر که ظاهر ساختمان به 2 ریال هم نمی ارزید برد .با دیدن ظاهر ساختمان و دور بودنش از مرکز شهر از دیدن داخل آپارتمان منصرف گشتیم و از وی خواستیم که مکان دیگری را که نزدیک مرکز شهر باشد به ما نشان بدهد

ر همین جا بود که با مشورت دوستان تصمیم گرفتیم تا اول کار 50 دلار بعنوان شیتیل به امین بدهیم تا در مکانی خوب و مناسب اسکان مان دهد . که کاش این کار را نمی کردیم ، در ضمن قیل از آمدن به ارمنستان من 20 هزار تومان به حساب آقای غلامی سرپرست تور بابیلون در ایران واریز کرده بودم و به گفته ایشان اگر آپارتمان های ارائه شده از طرف شرکت ایشان را نپسندیدم کل مبلغ عودت داده شود . پس از دادن شتیل به آقا امین ، ایشان با بیان اینکه آقای غلامی سفارش ویژه شما  را به من کرده اند ما را دوباره سوار تاکسی های که داشت همانطور برای ما کنتور می انداخت کرد و ما را به یک هتل آپارتمان برد و گفت یک واحد شیک به شبی 180 دلار با تخفیف ویژه 165 دلار برایمان در نظر دارد . به محل مورد نظر رفتیم و پس از کلی معطلی مشخص شد که هتل ظرفیتش تکمیل است و فردا یکی از واحد ها تخلیه می شود به همین خاطر قرار شد که موقتا ما را در یک هتل اسکان دهد تا فردا ی آن روز در هتل آپارتمان مورد نظر مستقر شویم. در این زمان بود که تاکسی ها را مرخص نمودیم و با کمال ناباوری آقای امین مبلغ 14 هزار درام از ما بابت تاکسی ها دریافت کرد در حالیکه کرایه تاکسی از فرودگاه تا مرکز شهر 2 تا 3 هزار درام می باشد.

سرانجام در همان هتلی که مسافران قبلیش را آقا امین اسکان داده بود به نام هتل بلا ما را نیز اسکان داد و دو اتاق ( دو تخته و سه تخته) مستقر شدیم . نهار را در کبابی نزدیک هتل خوردیم که جایتون خالی خیلی هم خوشمزه بود بعد به هتل برگشتیم و پس از کمی استراحت سر شب بود که تصمیم گرفتیم داخل شهر گشتی بزنیم به همین خاطر تاکسی گرفتیم و به میدان اپرا رفتیم . در این میدان پارکی هست که تعدادی بار و رستوران در آن وجود دارد ، در اینجا بود که با دو نفر به نامهای صوفی که یک هندی بود و کسری که بچه تهران بود آشنا شدیم که قرار شد فردای آن روز یک آپارتمان دربست با قیمت 70 دلار برایمان اجاره نماید . تا پاسی از شب در میدان اپرا بودیم و از تردد نردم شاد ارمنستان لذت بردیم و سپس با گرفتن تاکسی به هتل برگشتیم . کرایه تاکسی معمولا چون مسیر های داخل شهر ارمنستان تقریبا کوتاه است از 500 تا 600 درام می باشد .توصیه می شود هر وقت در ارمنستان خواستید تاکسی سوار شوید به راننده بگویید حتما تاکسی متر خود را روشن کند تا بر اساس آن نرخ درست را پرداخت نمایید .

دوست عزیز چنانکه شما تعریف نموده اید آقای امین شما را به مناطق گوناگون برده است.حداقل کرایه ای که از فرودگاه تا مرکز شهر از توریست دریافت میشود 5000 درام است حال ایشان شما را به دیدن آپارتمانهای مختلف هم برده است که این مبلغ هزینه ای است که به عهده شماست نه آرمن 12 یا دوستان دیگر.بنده آقای امین را نمیشناسم و در حال حاضر بابیلون توسط فرد دیگری اداره میشود.

 برای شام جاتون خالی به فروشگاه رفتیم و مقداری ژامبون گوشت و نان خریدیم و پس از خوردن شام در هتل خوابیدیم.

در ارمنستان فروشگاه های زنجیره ای به نام SAS وجود دارد که معمولا در آنها می توانی دلار نیز چنج نمایی .

بهترین چنج را همین فروشگاههای ساس در ایروان انجام میدهند.

 صبح روز بعد از  لیدر محترم آقای امین خبری نشد و دونفر از دوستان رفتند تا به اتفاق آقایان صوفی و کسری آپارتمان مد نظر را که در خیابان ساریان در مرکز شهر بود بازدید نمایند . بعد از تماس تلفنی آنها با ما ، با هتل تسویه حساب نمودیم و لوازممان را جمع آوری کرده و به محل آپارتمان مورد نظر رفتیم.قرار شد در انتهای اقامت غیر از کرایه خانه مبلغی بابت مصرف آب و برق و گاز بپردازیم.هزینه گاز و برق در ارمنستان نسبتا بالا می باشد . در آپارتمان مستقر شدیم .البته ظاهر ساختمان و راه پله ها و آسانسور ساختمان از ظاهر خوبی برخوردار نبود ولی خود آپارتمان عادی بود و بدک نبود .

بعد از ساعتی استراحت به داخل شهر رفته و گشتی زده و نهار خوردیم سپس به آپارتمان برگشتیم . شب به اتفاق دوستان دوباره به میدان اپرا رفتیم و با پرداخت ورودی برای هر نفر 5 هزار درام به دیسکو اپرا رفتیم.

دیسکو اپرا که در میدان اپرا واقع شده است و اکثر دیسکوهای دیگر توسط یک عده جوان ایرانی اجاره گردیده است و بیشتر مشتریانشان نیز ایرانی هستند. 

البته صاحبان اصلی این دیسکوها ارامنه هستند.

بنده به این خاطره از 100 نمره 60 میدهم.

  • openدر این سایت مطلب درباره ارمنستان منتشر شده است و ارمنستان تور تاکنون به بیش از نفر اطلاع رسانی رایگان نموده است و تعداد بازدیدهای امروز ارمنستان تور تا این لحظهنفر و تعداد بازدیدهای دیروز ارمنستان تور نفر بوده است
  • openهتل یا آپارتمان خود را از طریق سایت Booking.comرزرو نمایید و با آسودگی خیال سفر کنید.بهترین قیمتها در سایت بوکینگ و بدون نیاز به کارتهای اعتباری
  • Booking.com
  • برچسب‌ها: سفرنامه های ارمنستان، نقد سفرنامه های ارمنستان، سفرنامه ارمنستان، خاطرات سفر به ارمنستان، سفر هوایی به ارمنستان، خاطره سفر به ارمنستان،  
  • کانال ارمنستان تور در آپارات کانال ارمنستان تور در لنزور کانال ارمنستان تور در فیس بوک کانال ارمنستان تور در توییتر کانال ارمنستان تور در گوگل پلاس کانال ارمنستان تور در اینستاگرام کانال ارمنستان تور در یوتیوب کانال ارمنستان تور در لینکداین کانال ارمنستان تور در نماشا کانال ارمنستان تور درردیت کانال ارمنستان تور در تلگرام کانال ارمنستان تور در تلگرام
روز پنجشنبه 30 بهمن 1393@ساعت 10 و 20 دقیقه و 04 ثانیه

دوستان عزیز در اینجا به بررسی برخی از سفرنامه هایی که درباره ارمنستان و سفر به ارمنستان نوشته شده است میپردازیم.نقد یک مطلب موجب رشد و شکوفایی جامعه میشود،از این رو ما به نقد مطلب مندرجه در وبلاگ http://www.khateratepaniz.blogfa.com/ میپردازیم.این سفرنامه مربوط است به سفری که دوست خوبمون در مرداد 91 به ارمنستان داشته اند.

مرداد سال ۱۳۹۱بود که بعد از هماهنگی با پسر خالم تصمیم گرفتیم برای اولین بار یه سفر زمینی با ماشین رو امتحان کنیم خلاصه بعد از کلی سوال و جواب در مورد نحوه رفتن کارهای اولیه رو شروع کردیم من پیشنهاد میکنم که همه کارهای مربوط به ماشین رو تو شهر خودتون انجام بدید .

تا اینجا متوجه شدیم که این دوست عزیز بدون مشورت با یک فرد متخصص اقدام به ترتیب مسافرتی به ارمنستان داده است،که گاهی بی اطلاعی موجب بروز خطرات جبران ناپذیری میشود.

ابتدا ما رفتیم برای گرفتن گواهینامه بین المللی که این کار حدود ۲۰دقیقه در یکی از اژانس های مسافرتی و پرداخت مبلغ 45 هزارتومان قضیه تمام شد بعد از اون هم رفتیم گمرک برای گرفتن کاپوتاژ که اینم خودش بیشتر از 2الی 3 ساعت کار نبرد ولی به شرط اینکه همه کارکنان گمرک سر جاشون باشن و همه چیز در حالت عادی باشه .

روز بعد هم ما رفتیم برای گرفتن پلاک که اونم بیشتر از 30دقیقه طول نکشید و ما کار پلاک رو هم از همون آژانس مسافرتی انجام دادیم و مبلغ 180هزار تومان هم هزینه شد بعد از انجام این کارها منتظر روز حرکت شدیم.

برای رسیدن به مرز ابتدا ما به تبریز رفتیم بعد از ظهر بود که رسیدیم تبریز و تا ساعت حدود 1 شب تو تبریز موندیم و بعد از 1 بود که راه افتادیم به سوی مرز اینجا من باید این مسئله رو توضیح بدم یه طوری برید که اول صبح کارهای شما تو مرز ارمنستان تموم بشه حالا چرا رو تو ادامه توضیح میدم .

خلاصه از تبریز راه افتادیم و پس از پشت سر گذاشتن جلفا و سیه رود به مرز نوردوز رسیدیم باید این رو هم توضیح بدم که شما باید در سیه رود که اخرین پمپ بنزین ایرانی اونجا هست باک ماشین خودتون رو پر کنید چون گران ترین چیز در ارمنستان بنزین است .

ما قبلا هم در این وبلاگ گفتیم که باید در پمپ بنزین نوردوز باک ماشین خود را پر کنید.

پس از رسیدن به مرز و نشان دادن برگه کاپوتاژ در گیت ورودی اجازه ورود به گمرک رو به ما دادن و ما به ساختمان گمرک رسیدیم و همه چیز رو از ماشین پیاده کردیم تا با دستگاه چک شوند و ماشین رو هم یه بازرسی سطحی کردن تو مرز ایران بعد از این کار مبلغ 11 هزار تومان هم به عنوان عوارض خروج در بانک ملی موجود در کمرک پرداخت کردیم تا این تشریفات اداری رو انجام دادیم فرصتی هم پیش امد تا از صرافی موجود در گمرک که مطمئن ترین صرافی است ریال خودمون رو به درام ارمنی تبدیل کنیم (البته افرادی هم درب ورودی گیت گمرک بودن که درام وسیم کارت ارمنستان میفروختن ولی قابل اطمینان نیستند). بعد از تبدیل ارز و همچنین انجام تشریفات گمرکی از مرز ایران خارج شدیم و قبل از ورودبه مرز ارمنستان ایستادیم روی پل ارس که پل ارتباطی بین ایران و ارمنستان بود پلاکها رو چسباندیم(حتما پیش بینی برای نصب پلاک ترانزیت کرده باشید که توی گمرک وقتتون گرفته نشه برای مثال می تونید از چند تا بست کمربندی استفاده کنید)  و بعد از اون وارد خاک ارمنستان شدیم در ابتدای ورود یه بازرسی از خودرو کردن جالب این بود که کسانی که به عنوان نگهبان در ابتدای گیت ورود بودند ایرانی بلد بودند بعد از اون وارد گمرک ارمنستان شدیم اونجا هم باید تمام وسایل رو از ماشین پیاده میکردیم و و از دستگاه رد میشدیم و همچنین اقدام به گرفتن ویزا میکردیم ویزای ارمنستان یه برچسب است که در پاسپورت چسبانده میشه و هزینه اون برای هر نفر 3هزار درام میشه که به پول ایران پانزده هزار تومان بود بعد از اون رفتم برای گرفتن مجوز خروج خودرو یه مبلغی معادل ۱۵۰هزار تومان برای ورود خودرو گرفتن و ۱۰۰هزار تومان هم برای بیمه ماشین گرفتن بعد از این مراحل وارد خاک ارمنستان شدیم . ولی این توضیح هم باید اضافه کنم که برخورد پرسنل مرزی ایران بسیار عالی بود و همچنین برخورد پرسنل ارمنی بد نبود چون زبان انگلیسی بلد نبودند گاهی اوقات برای ارتباط با هم مشکل پیش میومد و اعصاب هر دو طرف خورد میشد.

البته الان عوارض خروج از کشور افزایش یافته است.ارقامی که به ریاب و تومان درج شده است کلا تغییر یافته است.

مسیر مرز تا ایروان

من پیشنهاد میکنم اگه میخواهید به شما خوش بگذره و و مسیر مرز ایران تا ایروان شما رو اذیت نکنه تو این مسیر صبور باشید و از زیبایی های این مسیر لذت ببرید .

فاصله مرز نوردوز تا ایروان ۴۰۰کیلومتر است که شما این مسیر رو حدود ۹تا ۱۰ساعت طی میکنید و اگر بخواهید از این مسیر لذت ببرید شاید این مسیر بیشتر هم طول بکشه شما وقتی از ایران خارج شدید ابتدای مسیر کوهستانی است و بعد از طی یه مسافت کم وارد یه مسیر کوهستانی و جنگلی میشید جاده کم عرض و با کیفیت اسفالت ضعیف وهمچنین علائم راهنمایی و رانندگی به اندازه کافی در جاده نیست و با توجه به اینکه اینکه در مسیر دره های عمیق زیادی وجود داره کناره جاده به ندرت از حفاظ استفاده شده من پیشنهاد میکنم این مسیر رو با حوصله رانندگی کنید و تا خود و همسفر های شما به سلامت به مقصد برسند . ضمنا قوانین رانندگی را خوب رعایت کنید تا جریمه هم نشید .

بعد از طی نصف مسیر از جنگل خارج میشوید و وارد یه مسیر تپه مانند میشوید در این مسیر کیفیت جاده بهتر میشه ودیگه از اون شیب های تند خبری نیست .

این رو هم باید بگم که تا شما به ایروان برسید چند تا شهر سر راه شما است که از سمت ایران بعد از طی ۷۰تا ۸۰کیلومتر به اون میرسید و به نام کاپان معروف است ومهمترین شهر دیگه که شما از اون رد میشید موریس است که تقریبا یه شهر بزرگ است و اگر قصد اقامت داشتید در این شهر یه سری هتل های کوچیک است که من فکر میکنم برای اقامت بد نباشنداخرین شهری رو هم که میبینید ارارات است که بعد از اون شما به ایروان میرسید .

البته شهر موریس اشتباه است،صحیح آن گوریس است.

از نظر بنزین شما هیچ مشکلی ندارید چون در طول مسیر کلی پمپ بنزین کوچک هست که شما میتونید از اونا بنزی0ن بزنید روزی که مارفتیم (سال۱۳۹۱)هر لیتر بنزین ۴۲۰درام بود که مافقط یک بار اون هم ۴۰ لیتر نیاز شد بزنیم .

هم اکنون قسمت بنزین در ارمنستان کمی دارای نوسان است و گاهی تا 500 درام هم میرسد.

رسیدن به ایروان

بعد از ظهر حوالی ساعت ۵ بعد از ظهر بود که ما به ایروان رسیدیم و قتی که به شهر رسیدیم یه نفس راحت کشیدیم چون واقعا خسته شده بودیم من که از زمان راه افتاده از تهران حدود ۳۰ساعت بود نخوابیده بودم هرچند که روز قبل از حرکت از اهواز اومده بودیم تهران و بعد هم استراحت کرده بودیم خلاصه وقتی رسیدیم ابتدای شهر کلی خوشحال شدیم اولین کاری که کردم این بود که به نفری که برای ما جا گرفته بود زنگ زدم همان طور که گفتم من از طریق یکی از دوستام جا گرفته بود بعد از تماس ما شخص مورد نظر که ادوین نام داشت و یه ایرانی ارمنی بود دنبال ما اومد که بسیار ادم خوش برخورد و خوبی بود ما رو به محل اقامتمون برد یه خونه ویلایی بدون حیاط و قدیمی بود این خونه همه چیز داشت ولی بسیار قدیمی و مربوط به زمان شوروی سابق بود و از نظر موقعیت بسیار مناسب بود و به همه چیز نزدیک بود بعد از تحویل گرفتن خونه و دوش گرفتن یه استراحت کوچیک کردیم و رفتیم برای قدم زدن بیرون یه دوری اطراف خونه زدیم . یه پاساژی بود روبروی خونه که داشیر نام داشت و همچنین یه پارک هم نزدیک خونه بود که میشه گفت یه شهر بازی کوچیک بود بعد از کمی قدم  زدن اومدیم یه رستوران که نبش خونه بود به نام رستوران ارش یه شام زدیم غداش بد نبود ولی از همه باحال تر دوغش بود خیلی خوشمزه و با حال بود.

همانطور که مشاهده میکنید بهاین دوست خوب یک آپارتمان قدیمی احتمالا با قیمت بالا داده شده ،در ضمن ایشون بهتر بود به لحاظ امنیتی آپارتمان تهیه میکردند نه منزل ویلایی!

یه نکته اساسی که باید مد نظر داشته باشید اینه که تو ارمنستان توالت ها اصلا آب ندارند و فقط روشویی ها آب دارند و این یه مشکل بزرگه ولی رستوران آرش توالت ایرانی داره .

در ادامه چند تا عکس از شهر ارمنستان نشونتون میدم

روز دوم

صبح روز دوم با اینکه کمتر از همه خوابیده بودم زود از خواب بیدار شدم و رفتم بیرون اول رفتم یه هایپر مارکت شبانه روزی مقداری پنیر خامه شیر و تخم مرغ برای صبحانه خریدم و بعد از اون رفتم مغازه نان فروشی باید توضیح بدم که نانوایی با مغازه نان فروشی فرق میکرد بعدش هم برگشتم خونه و همه همسفر های خودم رو از خواب بیدار کردم و نشستیم یه صبحانه مفصل خوردیم که واقعا چسبید بعد از اون چون روز یکشنبه بود رفتیم کلیسا تا مراسم مذهبی ارامنه رو ببینیم دم در کلیسا یه خانم راهبه بود که مردم رو راهنمایی میکرد که مثلا خانم ها با یه روسری کوچیک که تو سر میذاشتن وارد بشن و اقایون هم حتما کلاه خودشون رو بردارن و بدون کلاه وارد بشن حدود یه یک ساعتی اونجا بودیم من خیلی دوست داشتم که یه مراسم عروسی تو کلیسا ببینم به همین خاطر رفتم سراغ اون خانم راهبه ای که دم در بود چون خیلی خوب انگلیسی صحبت میکرد بنابراین از اون خواستم که ما رو راهنمایی کنه که چطور میتونیم تو عروسی شرکت کنیم و اون گفت که ما میتونیم شماره موبایل خودمون ر بذاریم تو دفتر کلیسا تا اگه برنامه عروسی داشتم به ما خبر بدهند.

که ما این کار را نکردیم چون ممکن بود نتونیم بیام بعد از اون با توجه به اینکه خونه ما تو مرکز شهر بود و ادرسی که گرفته بودیم یه بازار عتیقه بود که یک شنبه ها برگذار میشد و تو یه پارک بود و تقریبا به خونه ما نزدیک بود و ما بعد از کلیسا پیلده رفتیم اونجا یه بازارمثل بازار جمعه های خودمون که همه چیز میشه پیدا کرد با این تفاوت که بازار دارای یه نظمی بود مثلا یه قسمت لباس فروشی بود و یه قسمت دیگه محل فروش چیزهای چوبی بود جالب ترین چیز برای من کارهای چوبی و تابلو فروش ها بود که نقاشها کارهای خود رو به معرض نمایش گذاشته بودند من از این غرفه یه تخته نرد خریدم که خیلی قشنگ و زیبا کلی کار شده روش به پول ایران و با دارم ۵۰ریال اونو ۷۵هزار تومان خریدم و پسرخاله من یه تخته بزرگتر خرید ۱۰۰دلار من که خیلی از خرید اون راضی هستم و میشه گفت تنها ترین چیزی که میشه خرید همینه و بقیه چیزا گران هستند یه قسمت دیگه بازار که نظر منو جلب کرد بازار فروش حیوانات بود که اینم برای من جالب بود تو این بازار من سگ دیدم به اندازه خرس تا اندازه موش بعد از این بازار هم برای خوردن نهار رفتیم و بعد از ظهر هم رفتیم تو یکی از پارکهای تو شهر و نشستیم و مقداری نوشیدنی سفارش دادیم و بعد از اون هم رفتیم به بزرگترین پیتزا فروشی شهر به نام تاشیر که واقعا یه ژیتزا فروشی عالی بود شما میتونید یه پیتزای ۴ نفره رو با ۲۰۰۰درام و یه اسپاگتی با قارچ و پنیر رو با ۶۵۰درام و یه برنج مخصوص که من نمیدونم چی بود با ۷۰۰درام بخرید برای من جای جالب و خوبی بود و من خیلی خوشم اومد بعد از اون هم برای قدم زدن رفتیم به میدان جمهوری و اپرا.

البته ایشون به دلیل نداشتن راهنما از بازار ورنیساژ به این شکل نام میبرند.بازار ورنیساژ در روزهای شنبه و یکشنبه باز است.

روز سوم (دریاچه سوان و شهر  دلیجان 

 میدان اپرا)

روز سوم سفر خودمون رو اختصاص دادیم به دریاچه سوان و رستوران پروانه ها صبح حوالی ساعت 9 صبح بود که آماده رفتن به دریاچه شدیم این دریاچه یکی از بزرگترین دریاچه های آب شیرین است و شما باید برای دیدن ان مسافتی در حدود 60کیلومتر از ایروان تا انجا را رانندگی کنید و تما م مسیر اتوبان و پر از پلیس است نکته ای که باید توضیح بدم اینه که حداکثر سرعت در اتوبان 90کیلومتر در ساعت است که باید توجه کنید خلاصه بعد از طی این مسیر که خود مسیر هم جالب بود به دریاچه رسیدیم دریاچه از چندین پلاژتشکیل شده بود که بعضی از پلاژها عمومی بودند که رایگان میشه استفاده کرد و بعضی دیگر اختصاصی هستند که برای استفاده از انها باید پول بدید منظره دریاچه بسیار زیبا بود و میشه گفت که ساعتها میتونید اونجا بمونید و لذت ببرید اطراف دریاچه رستورانها و پلاژهایی است که میتوانید حتی شب رو اونجا بگذرانید و از هوا و منظره های ونجا لذت ببرید بعد از اونجا شما میتونید از کلیسای سوان که بالای یه کوه است دیدن کنید که برای دیدن اون شما باید مسیری را که با پله برای دست رسی به کلیسا درست شده طی کنید کلیسا که ساختمان قدیمی در حدود 1200تا 1400سال قدمت دارد و هنوز هم برای انجام مراسم مذهبی استفاده میشود جای جالب و دیدنی است و که خوشم اومد بعد از اونجا ما حرکت کردیم به سمت منطقه ای به نام دلیجان که بسیار سرسبز و دیدنی است یک منطقه کوهستانی و جنگلی تا چشم کار میکنه همه چیز سبز است و شما میتونید در مسیر از الو های وحشی که کبار جاده است بچینید و بخورید خیلی خشمزه و باحال است همچنین میتونید از درختان گردو بچینید و استفاده کنید ما بعد از رسیده به منطقه دلیجان چون چند وقت بود که غذای رستوراتی خورده بودیم تصمیم گرفتیم کنسروهایی رو که از ایران اورده بودیم بخوریم اینقدر تراکم جنگل ها زیاد بود که شما جایی برای نشستن به سختی پیدا میکنید خلاصه هر طور بود یه جایی پیدا کردیم و نهار خوردیم و بعد از نهار هم هندوانه ای که از یکی از مغازه های سر راه خریده بودیم خوردیم و راهی شدیم برای برگشت و باید اینو توضیح بدم که تو این منطقه جاهایی دیگه برای دیدن بود که مثل دره گلها و تلسی اون که میگفتند خیلی جای قشنگ و خوبی است ولی ما فرصت نکردیم که بریم و موکول کردیم به سفر بعدی خودمون به ارمنستان در نهایت حدود ساعت چهار یا پنج بعد از ظهر بود که ما رسیدم ایروان و برای شب اماده شدیم که بریم سمت میدان اپرا قدم بزنیم این میدان که یکی از میدان های با شکوه شهر است و مرکز تجمع دیسکوها و رستورانهایی است که شما تو هرکدوم وارد بشید به بهترین نحو از شما پذیرایی میشه و همچنین میتونید از میدان جمهوری تا اپرا قدم بزنید و از دیدن فروشگاه های لباس که همه مارک هستند لذت ببرید .

تصاویری از دریاچه سوان 

روز چهارم(مرکز خرید سرپوشیده خارج از شهر و

 رستوران پروانه ها)

روز چهارم با توجه به ادرسی که گرفته بودیم یه مرکز خرید خارج از شهر بود تاکسی گرفتیم و رفتیم اونجا 1000درام یعنی 5000هزار تومان شد وقتی به اونجا رسیدیم یه بازار قدیمی سر پوشیده بود که که خیلی بزرگ بود و سر و ته مشخصی نداشت عکسهایی که بالا گذاشته ام منظورم کبابی تو بازار است مربوط به این بازار است ولی باید بگم چیزها خیلی گران بود و ارزش خرید کردن نداشت . به همین خاطر بعد از یه دور مختصر به خونه برگشتیم تا بتونیم زود بریم رستوران پروانه ها.

احتمالا منظور ایشان  بازار بنگلادش هست.

رستوران پروانه ها

رستوران پروانه ها جایی است که من پیشنهاد میکنم حتما برید چون من خودم فکر میکنم که این بهترین جایی است که من تو ارمنستان رفتم و تقریبا همه از رفتن به اونجا لذت بردیم این رستوران به صورت میزهایی در دور تا دور یک حیاط بزرگ بود و در دو طبقه که تمام اسکله اون با چوب ساخته شده بود ما بعد از صحبت با مدیر اونجا بخاطر داشتن بچه کوچیک قبول کرد که یه جایی پایین به ما بده چون گرفتن جا پایین خیلی سخت بود زیرا جاها از قبل رزرو شده بود این رستوران یه پارک کوچیک برای سر گرم کردن بچه ها بود که خیلی خوب بود و بچه ها اونجا مشغول میشن و دیگه خسته نمیشن و پدر مادر خودشون رو اذیت نمیکنند این رستورا ن دارای رقص و سن برای کسانی که میخواهند برقصند هست خود ارمنی ها خیلی جشن تولد و سالگرد ازدوان مگیرند واقعا جای شاد و رویایی است شما شب خودتون رو با پیش غذا شروع میکنید که شامل یک ظرف بزرگ میوه یک کوزه ماست یک سینی انواع کالباس و چیزهای دیگه شما میتونید انوان نوشیدنی هم را سفرش بدید بعد از اون هم موقع شام است که گران ترین غذا ماهی است و بعد از غذا هم میتونید انواع کیک و ژله سفارش بدید که خیلی خوشمزه است این برنامه از ساعت تقریبا 7.30بعد از ظهر شروع و تا ساعت 1شب ادامه پیدا میکنه و شما میتونید در طی این مدت انواع موسیقی های ارمنی ترکی و بعضی اوقات ایرانی را بشنوید و اگر دوست داشتید در سن اون برقصید و شب خوبی داشته باشید .

روز پنجم (تور شهری و رستوران پروانه ها)

روز اخری که فرداش قصد داشتیم برگردیم ایران از شب قبلش تصمیم گرفتیم که یه ماشین اجاره کنیم و تو شهر یه دوری بزنیم یه راننده تاکسی بود که باهاش رفیق شده بودیم ادم باحالی بود و یه لادا داشت شاید بعضی ها ندونند چیه یه ماشین است که ساخت کشور روسیه است با اون هماهنگی کردیم و صبح حوالی ساعت  ۱۰ دم در رفتیم و اون رو دیدیم و سوار ماشینش شدیم و راه افتادیم اولین جایی که اون مارو برد باغ وحش بود خیلی جای جالبی بود بعضی از حیوانات بودند که من تا حالا ندیده بودم مثل فیل اسب آَبی ببر بنگال و خیلی از حیوانات دیگه میشه گفت محیط خوب و و جالبی بود چیز جالبی که خیلی نظر منو به خود جلب کرد این بود که در ابتدای باغ وحش با بطری های آب و پلاستیک های استفاده شده چند حیوان رو درست کرده بودند که از همه جالب تر یه فیل در ابعاد واقعی با بطری آب معدنی کوچیک بود که خیلی جالب بود و در اخر مطلب هم عکس اونو براتون میذارم که ببیند.

بعد از باغ وحش ما رو به یه پارک برد یه اسم ارمنی داشت که الان خاطرم نیست ولی یه پارک بزرگ بود که یه قسمت اون شهر بازی و در قسمت دیگر اون یه استخر بزرگ بود که میشود تو اون قایق سواری کرد اونجا زیاد نموندیم و بعد از خوردن چیپس و پفک و مقداری هم نوشیدنی خنک و پیاده روی تو پارک رفتیم .

بعد از اون رفتیم کاداست یا هزار پله که من فلسفه این بنا رو نفهمیدم چیه یه  پارک تو حالت شیبدار که از اون بالا یه مقداری به شهر مسلط هستید هرچند میشه این مسیر را پیاده یا با پله برقی رفت بد نیست ولی چیز خاصی هم نیست من چندعکس از هزار پله در انتها ی همین مطلب برای دیدن شما میگذارم.

کاداست نه و کاسکاد!

دوتا از مجسمه هایی که با پلاستیک های زباله ساخته شده است

بنده از 100 به این سفرنامه نمره 65 میدهم.در کل با توجه به اینکه در سفر راهنمایی همراه خود نداشته اند حاهای دیدنی شهر را هم ملاحظه کرده اند.همانطور که دیدید بسیار سطحی اطلاعات داده اند دوستان و بعضا اشتباهات لغتی یا ندانستن نام مکانهایی که رفته اند.ایشون میتوانستند نسبت به معرفی خیابانهای شهر با دقت بیشتری بپردازند.در کل سفرنامه دارای نکاتی آموزنده و بسیار مهم بود.مرسی دوست عزیز از سفرنامه ای که نوشتید.


free web site traffic and promotion

http://www.esyndicat.com/

SonicRun.com
ArmanestanTouron Google+